الفيض الكاشاني
188
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مردم بىنياز مىشود و پس از بىنيازى دلش سرگرم مردم نمىشود و جايگاه داشتن در دلهاى مردم پيش او ارزشى نخواهد داشت و ترك جاه و مقام تنها با قطع طمع و قناعت كامل مىشود . و براى تمام آن موارد مىتوان از اخبارى كمك گرفت كه در نكوهش جاه و ستايش گمنامى و خوارى وارد شده است ، مانند گفتار بزرگان : « مؤمن از خوارى ، بيمارى يا كمى مال خالى نيست . » و نيز در احوال پيشينيان بنگرد كه خوارى را بر عزّت ترجيح مىدادند و به پاداش آخرت توجّه داشتند . راه درمان دوست داشتن ستايش و دوست نداشتن نكوهش ( 1 ) بايد دانست كه نابودى بيشتر مردم فقط از بيم نكوهش خلق و علاقه به ستايش شدن است ؛ از اين رو تمام حركات آنها به اميد ستايش و بيم نكوهش به گونهاى است كه دلخواه آنان باشد و اين دو صفت از مهلكات است . بنابراين شناختن راه درمان و بررسى عواملى كه به خاطر آنها انسان ستايش را دوست دارد و از نكوهش بيزار است ، لازم است . امّا عامل اول : احساس كمال كردن به سبب گفتهء ستايشگر ( 2 ) راه درمان آن است كه به عقل خويش رجوع كنى و به خود بگويى : اين صفتى كه ستايشگر مرا به داشتن آن مىستايد آيا در من هست يا نه ؟ و اگر آن صفت را دارى آيا صفتى است كه با آن انسان استحقاق مدح دارد مانند علم ، و يا صفتى است كه آدمى با داشتن آن سزاوار مدح نيست ، مانند ثروت و مقام و ديگر بهرههاى دنيوى . پس اگر از بهرههاى دنيوى است شادى به داشتن آنها مانند شاد شدن به گياه زمين است كه به زودى خشك و در هم شكسته مىشود و باد آن را پراكنده مىسازد ؛ و دلخوش كردن به آن از كم خردى است ، بلكه شخص عاقل مىگويد :